اولین حرف دراینمورد متلاشی شدن یک خانواده میباشد . آنچه من یک مورد را به عینه مشاهده کردم . در مورد نمونه من چون همسر اول ازدواج دوم شوهرش را قبول نکرده بود و اصولا همه زنان اینطورهستند.شوهر باانواع دسیسه ها از همسر اول خود امضا گرفته بود که مهریه دو و نیم میلیونی زنش را پرداخت کرده است وهمه میدانستند که به رئیس ثبت ازدواج وطلاق رشوه داده است. جالب توجه این بود که زن ومرد 21 سال را با هم زندگی کرده بودند و فرزتدان پسر 19 ساله و18سا له و دختر 17 سا له داشتند.فرزند بزرگ خانواده پسر 19 ساله که به علت اختلافات پدر و مادر بسیارنا هنجار بار آمده و با پدر همیشه اختلاف داشته ولی مادروسه فرزند آنهالااقل اززیر پناه خانه مستاجری وحداقل زندگی پدرارتشی برخورداربودند. پدراردبیلی ومادر تبریزی است .شوهر بعد ازطلاق زن ازدواج دوم خود را کرده بود وبا اصرار ومیانجیگری پسر بزرگ خانواده قبلا می گفت پدرش را با چا قو خواهد کشت ولی بخاطر مادرش تن به سازش داده بود ولی پدره تاکید میکرد که مادرش را می تواند سیغه کند.واز ترس پسران پدر میگفت که ازدواج نکرده ولی فامیلان پدرومستاجرخانه پدرازدواج رسمی پدر را تائید میکردنند. پسره چندین باربا خوردن داروی زیاد خودکشی ناموفق کرده بود.دست چپش کلا جای خود زنی و چاقو بود .وجدیدنا هم از ناراحتی هر چه مواد مخدر که کیرش میآمد مصرف میکرد. زن از حقوق مسلم خود فقط مقداری وسایل خانه برایش مانده بود مقداری را شوهره برده و فروخته بود ومقداری را هم مادر برای هزینه شکایت های بی ثمری کرد تابتواند مهریه اش را بکیرد .صاحب خانه هم بیست روز مهلت داده بود که بیرون بروند وخانواده جز ماندن در چادر علاجی نداشتند.دخترخانواده از زمانی که بجه ها بزرگ شده بودند پیش مادربزرگ پدری بسر می برد.دختر طرف پدر بود وپسران خواهان مادر.کل شخصیت مادر در این طلاق خورد شده تا آنجائی میگفت میرود بهزیستی می ماند.بنا به اظهارات پسر بزرک خانواده پدرش قماربازو عیاش بوده ولی بخاطر درجه دارارتشی بودن همه جا ازاو حمایت میکردندو احتمالاهم اختلاف اردبیل تبریزی بود.بعد از ماندن بیست روزدرچادرهیچ نتیجه ای نگرفتند.آخرین حرف نظرقاضی دادگاه این بود که پدره مهریه را داده ودیگرحق ندارند ایجاد مزاحمت کنندبا آنکه دقیقا میدانستند پدره مهریه زن را نداده است.دراینگونه مسائل احتمال خودکشی ها وقتل ها بسیار میباشد.و حال عاقبت این درام خانوادگی چه خواهد شد نمی دانم .
+ نوشته شده در یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 22:27  توسط نادر جوشغون
|
