هان سنجیده باش
که نومیدان را معادی مقدر نیست !
زیستن
و معجزه کردن
ور نه
میلاد تو جز خاطره ی دردی بیهوده چیست ؟
*
زندگی چیست ؟
چه می تواند باشد ؟
*
خش خش برگ های زیر پایم می گویند
که بگذار بیافتی
آنگاه راه را باز خواهی یافت .

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 15:18  توسط نادر جوشغون
|
