صادق هدایت برخلاف بعضی ها که به اثار او کاملا سطحی نگاه کرده اند ابدا نهیلستی نیست . صادق هدایت چنانکه اثارش را مرور خواهیم کرد کاملا دیدی طبقاتی ورادیکال به دنیاو مردم خود داشت هم وطن های بسیار محروم مفلوک وافلیج ها و مریضان و زنان ... که در فلاکتی وبحرانی مظاعف قرار دارند . چون صادق هدایت در جوانی در محافل سیاسی شرکت داشته است . و اموخته های انزمان را تا اخر در اثر خود حفظ کرده است .هر چند شخصیت های داستان های او در اخر نه مبارزه کردن را بلکه مردن و حیرانی و سرگردانی را انتخاب میکنند .
مرگ های صادق هدایت در داستان هایش مرگ های کاملا اعتراض امیز به جامعه منحط بود . و کریز از سانسور دولت بود . هماطور که مرگ ها و نوعی خود کشی های مردان وزنان از فرط محرومیت و مفلوکی و مظلومی نوعی اعتراض بالاتر از مبارزه در جامعه ما انعکاس داشت . ونوعی از نافرمانیهای مدنی بود . برای نمونه مجموعه داستانهای " زنده بگور "را مرور میکنیم . ویزه گی داستان های عمیق و گا هی پیچیده هدایت این است که انسان در زمانها و مکانهای مختلف مطالعه تا ثیراتی تازه از خود بروز میکند .
انسان هائی که در داستانهای هدایت نقش دارند انقدرتنها هستند که حتی نمی توانند ازدواج کنند و از هر لحاظ تنها هستند و مردم عادی یا از روی ترحم و تمسخر و تفنن با انها برخورد میکنند و همه انسان ها در این جوامع و محیط ها ی نویسنده مسخ شده اند . هم طبقات پائین و هم طبقا ت بالا ی جامعه .
دلایل اشکار بودن ما در رادیکال و مردمی بودن اثار هدایت این است که به جرات می توان گفت که اکثرا شخصیت های داستان های او از طبقات پائین جامعه انتخاب می شوند ولی در اخر همان شخص مظلوم و ضعیف به قهرمانان او تبدیل میشوند که با نوع مرگ خویش تا ثیرات عمیقی در خوانند ننده بازی میکنند که انسان را بسیار متاثر کرده و مثل انقلابیون خواننده را منقلب میکنند . همچون سگ ولگرد و منظور از سگ هم انسان است . هدایت در داستان هایش حاجی بازاری هارا مسخره و محکوم میکند . اثار هدایت تریبونی قوی از عصیان و فریادهای مردم محروم و سر گردان جامعه است . مرگی که عصیان گرایانه است مرگی که جامعه و حاکمان انرا با سکوت خویش رسوا میکند و داد خود را می خواهد و همه اینها را هدایت نه با شعار بلکه با نوعی شگرد های روان شناسانه و ادبی مورد اجرا میکند . هدایت در داستانهای ابجی خانم زندگی زنی را می اورد که بد بختی مضاعفی را دارد زنی که زشت هم هست . ویا داستان گوز پشت .
در داستان اب زندگی علیه خرافات موجود در جامع اش می شورد . هدایت در داستان مرده خور علیه اقا شیخ ها برمیخیزد که از مردن کسی امرار معاش میکنند . هدایت هم انزمان از قتل های ناموسی رنج میبرد که در داستان حاجی مراد به ان پرداخته است . و بلا خره سگ ولگرد هدایت نوع دیگر ماهی سیاه صمد بهرنگی است .
