
|
«خانه از پایبست ویران است» |
شعر و فلسفه و سیاست

|
«خانه از پایبست ویران است» |
اوشاقلار
بوراخین ای بویوک انسالار منی
ایسته میره م داهی سیزلریله یوللانام کایناتا
ایسته ئیره م فقط کی من
اوشاقلارلا ماوی گویه اوچام گئدم
حق قاپبیسین اونلاریلا اچاق کلک
بلکه داهی بویوکلرین
کدرلنمیش ئوره کلری
اوشاقلارون میلیون میلیون
شاواقلا نمیش ماوی اولان
گوزلریله چراغلانسون
چونکی حیاتیمدا
تاپانمادیم حتی بیر جوت
بویوکلردن اوشاقلا نسون اوشاقلیقا
شعار جدیدی که پان ترک های ایرانی سر داده اند وآنرا با " کارگران جهان متحد شوید " مقایسه کرده اند و حتی برتر از آن دانسته اند . و دلیل آنرا این میدانندکه بعد از فرو پاشی شوروی این شعار کارگران از رونق افتاده است .به پان ترک ها میکوئیم.تا زمانی که در جهان اختلاف طبقا تی و تضاد طبقاطی سرمایه داری و در مقابل آن سیل عظیم و ارتش بیکاران کارگران وجود دارد مبارزه کارگران بر علیه سرمایه داران که حتی شعار دهنده پان ترک خودش هم نا خود آگاه در این ارتش وجود دارد .این شعار کارگران جهان متحد شوید بیدار و هشیارانه وجود خواهد داشت و نمونه عینی آن تظا هرات کارگران و دانشجویان فرانسه می باشد و.....
ولی این شعار پان شما در اولین راه خود خنده همگان را به خود جلب میکند که کدام زمینه عملی و واقعیت عینی در جوامع و کشورهای ترک دادن این شعار جایگاهی برای خود داشته باشد . ترکان جهان هر کدام با توده های مردمی خود در زیر سلطه و ستم طبقاتی وملی مضاعف قرار دارند و از داشتن کوچکترین خواسته و منافع ملی خود محروم هستند . پس چگونه می تواند تجمع اجلاس های اقتصادی آنها منافع ملی وپان ترک های منطقه باشد .واین اجلاسها ی کشودها ی آسیائی و ... دنبال کردن منافع اشان در مقابل قدرت های بزرگ جهانی صورت میگیرد .یکی از این اجلاسها که نویسنده در نظر دارد اجلاس آسیائی شانکهای میباشد که کشورهای چین وقفقاز وآذربایجان و ایران و.... میباشد که نظریه پرداز خیالی پان مثلا کشور ایران را نماینده سی و پنج میلیون ترک میداند و این نظر برای هر کودکی هم خنده دار است .تجمعات پان وتجزیه طلبی همکی انحرافا تی در جنبش های مردمی است و اغلب به نفع سرمایه داری جهانی است که میخواهند با ایجاد جنگ های ملی ناسیونالیستی افراطی اهداف میلیتاریستی خود را در منطقه به پیش برند .واقعا از این شعارهای پان ترکیسم وپافارسیسم پان عربیسم و پان مذ هبیسم بوی فاشیسم میایدتمام ولی این شعار را ما در مقطع کنونی درست می دانیم که " مبارزه ملی جدا از مبارزه طبقاطی نیست ." و مخالفت همه جانبه با هر گونه تجزیه طلبی .
شهریار چه خوب گفته است :
گرچه ترکی بس عزیز است و زبان مادری
لیک اگر ایران نگوید لال باد آن زبان .

سیب
در سینه دلم شکفته ورنگین است
مانند مهی دم زدنم سنگین است
ای دوست بیا ببین دل سرخ مرا !
سیبی که تو دندان زده بودی این است .
کرمانشاه " عمران صلاحی "
تو باید می مردی
نه به خاطر خود
به خاطر ما
که چنین مرگت
زندگی را
خنده آورتر کرده است .
شمس لنکرودی

نیلوفر
نشستند
به هم نگاه کردند
چیزی به هم نگفتند
از تندی نفسها
در خیزاب خموشی
هر چیزی را شنفتند
دو نیلوفر در مهتاب
به همدیگر پیچیدند
شکفتند .
"عمران صلاحی "
آی
آی
اییغلیق
یوخی یوخ
ایا باخان گوز
اتوشکه اچیق
سس سمیر یوخ
باخان گوز
دان اولدوزی
و ای اوراقی
کسیر کسیر
قارانلیقی
یانا غیما دامیر یاشیم
سئوگیلی هجرانیندان.
ایی ایسته ئیره رم من
ایا قالانمیشام من
ایا ساریلمیشام من
ایسیز ئولره م
گئجه سیز ئوله ره م
دامیخیرام قالیرام ایا
سحره تک شکلیم توشور اونا
گوزگو اولور یاشلی ئوزومه .
اوراقلانا اوراقلانا
ای
گئدیر اون بئش لیک اولا
منیم اولا
منیمله اولا
ای اولا صاباحدا گونش اولا
ای اولا صا باحدا گونش اولا .
اولین حرف دراینمورد متلاشی شدن یک خانواده میباشد . آنچه من یک مورد را به عینه مشاهده کردم . در مورد نمونه من چون همسر اول ازدواج دوم شوهرش را قبول نکرده بود و اصولا همه زنان اینطورهستند.شوهر باانواع دسیسه ها از همسر اول خود امضا گرفته بود که مهریه دو و نیم میلیونی زنش را پرداخت کرده است وهمه میدانستند که به رئیس ثبت ازدواج وطلاق رشوه داده است. جالب توجه این بود که زن ومرد 21 سال را با هم زندگی کرده بودند و فرزتدان پسر 19 ساله و18سا له و دختر 17 سا له داشتند.فرزند بزرگ خانواده پسر 19 ساله که به علت اختلافات پدر و مادر بسیارنا هنجار بار آمده و با پدر همیشه اختلاف داشته ولی مادروسه فرزند آنهالااقل اززیر پناه خانه مستاجری وحداقل زندگی پدرارتشی برخورداربودند. پدراردبیلی ومادر تبریزی است .شوهر بعد ازطلاق زن ازدواج دوم خود را کرده بود وبا اصرار ومیانجیگری پسر بزرگ خانواده قبلا می گفت پدرش را با چا قو خواهد کشت ولی بخاطر مادرش تن به سازش داده بود ولی پدره تاکید میکرد که مادرش را می تواند سیغه کند.واز ترس پسران پدر میگفت که ازدواج نکرده ولی فامیلان پدرومستاجرخانه پدرازدواج رسمی پدر را تائید میکردنند. پسره چندین باربا خوردن داروی زیاد خودکشی ناموفق کرده بود.دست چپش کلا جای خود زنی و چاقو بود .وجدیدنا هم از ناراحتی هر چه مواد مخدر که کیرش میآمد مصرف میکرد. زن از حقوق مسلم خود فقط مقداری وسایل خانه برایش مانده بود مقداری را شوهره برده و فروخته بود ومقداری را هم مادر برای هزینه شکایت های بی ثمری کرد تابتواند مهریه اش را بکیرد .صاحب خانه هم بیست روز مهلت داده بود که بیرون بروند وخانواده جز ماندن در چادر علاجی نداشتند.دخترخانواده از زمانی که بجه ها بزرگ شده بودند پیش مادربزرگ پدری بسر می برد.دختر طرف پدر بود وپسران خواهان مادر.کل شخصیت مادر در این طلاق خورد شده تا آنجائی میگفت میرود بهزیستی می ماند.بنا به اظهارات پسر بزرک خانواده پدرش قماربازو عیاش بوده ولی بخاطر درجه دارارتشی بودن همه جا ازاو حمایت میکردندو احتمالاهم اختلاف اردبیل تبریزی بود.بعد از ماندن بیست روزدرچادرهیچ نتیجه ای نگرفتند.آخرین حرف نظرقاضی دادگاه این بود که پدره مهریه را داده ودیگرحق ندارند ایجاد مزاحمت کنندبا آنکه دقیقا میدانستند پدره مهریه زن را نداده است.دراینگونه مسائل احتمال خودکشی ها وقتل ها بسیار میباشد.و حال عاقبت این درام خانوادگی چه خواهد شد نمی دانم .